عشق
اندوه اشك هايت مي گويد از عشق. تو طلب بوسه مي كني .من دلتنگي آغوش تو.
اما ديريست براي بودن. ديگر اطميناني به ريسمان گسسته عشق نيست.
وقت فناي عشق نيست. اينجا جايي براي ماندن نيست.
بهانه اي براي بقاي عشق نيست.
راه را خطا مرو.
چشمان من تنها يك سراب است!!
من را به سكوت بسپار. من و او از جنس يكديگريم.
مطلب از دوست خوبم گمنام
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 2:14 قبل از ظهر  توسط reza k
|
نطفه ي عشق
ثانيه ها نزديك مي شوند
به آغاز نخستين نطفه ي عشق
تاندوم ساعت به صدا در آمد
سه بامداد است
هوايي سنگين اتاق را دربرگرفته
و...
من وتو نزديك هم
مي خواهي زمزمه ایی نو نجوا كني؟
جمله اي نا آشنا
فلسفه اي شفاف
- مي خواهم تو را براي هميشه ترك كنم -
زماني براي گلايه نيست
بند ناف عشق را بريده اند.
مطلب از دوست خوبم گمنام
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 3:58 قبل از ظهر  توسط reza k
|
وقتی ...
وقتي پاسخ جنايات بي شرمانه ي رژيم صهيونيستي در فلسطين ولبنان به محكوم كردن پشت تريبونها محدود شد
وقتي مادران صور كودكانشان را از زير خروارها خاك وخون بيرون كشيدند وبازهم در بر نياوردند
وقتي نوار غزه تبديل به نوار خشونت ومرگ ونسل كشي شد
وقني حزب الله با بضاعتي ناچيز از لحاظ مادي دربرابر رژيمي سراپا مسلح ـ كه ييشترين بودجه اش صرف تجهيز ارتش وكارخانه هاي توليد بمبهاي شيميايي ميشود ـ ايستاد اما بازهم تروريسم نام گرفت
وقتي وزير امود خارجه ي يكي از اضلاع مثلث صلح(آمريكا،اسرائيل،انگليس ) در كمال وقاحت تنها راه آتش بس را تشكيل خاورميانه ي جديد ناميد وكشورهاي خاورميانه در برابر اين دخالت آشكار فقط نظاره كردند
و ... وقتي سكوت مجامع بين المللي گوشمان را كر كرد
سكوت را ظلم دانستيم به خودمان دينمان شرافتمان و انسانيتمان ...
نگاه سنگين خدا را حس كرديم، در حالي كه ميدانيم همه چيز را ميبيند فقط نگاه ميكنيم وتاسف ميخوريم
ديارمهرمان كه به بهانه ي مهرباني ولبخند شكل گرفت امروز با دلي استوار وقلمهايي آگاه مينويسد وفرياد ميكند انسانيتش را
شايد دنياي مجازي بهانه اي باشد براي اتحادمان در دنياي پر از نفرت وكينه و بمب وخمپاره و ظلم واقعي
بدان !
آيندگان كارنامه ي همه ي مارا با وسواس جستجو خواهند كرد حضورمان واعلام آگاهي وجدانمان نمره اي قابل قبول است در كارنامه ي فردايمان ...
مطلبی از دوست خوبم آرام
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 1:13 قبل از ظهر  توسط reza k
|
کاش معشوق ز عاشق طلب جان ميكرد تا كه
هر بي سروپايي نشود يار كسي...
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 4:39 قبل از ظهر  توسط reza k
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 4:3 قبل از ظهر  توسط reza k
|
( ای آسمانیان )
قسمت مباد آن که به فتوای نان و نام
مشغول آب و دانه بگردد کبوترم
ای آسمانیان که زمین جایتان نبود
مانده است خاطرات شما لای دفترم
باشد حرام شیر حلالی که خورده ام
روزی اگر ز خون شما ساده بگذرم
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط reza k
|
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط reza k
|
( خدایا کمک کن )
به میدان چه می شد بی سر بمانم
همانطور تا صبح محشر بمانم
چه کردم که زخمی به نامم نیفتاد ؟
و ماندم که در عاشقی در بمانم
از آن آسمانها فقط قسمتم شد
که در سوگ سرخ کبوتر بمانم
نمی دید چشمم به کابوس حتی
که روزی چنین بی برادر بمانم
و حالا که ماندم . خدایا کمک کن !
در این دشت سوزان ابوذر بمانم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط reza k
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 2:33 قبل از ظهر  توسط reza k
|
( بسوز ای دل که امروز اربعین است)
بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
مرام شیعه در خون ریشه دارد
نگهبانی ز خط خون چنین است
به یاد کربلا دلها غمگین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
حسین بن علی سالار دین است
امام و رهبر اهل یقین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درس بهر مسلمین است
سلام به دوستان عزیزم
سال نو را پیشا پیش تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید و ایام تعطیل بهتون خوش بگذره
من این متن رو به مناسبت اول عید که اربعین باشه گذاشتم و تا بعد از عید آپ نمیشه
موفق و پیروز باشید
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 3:4 قبل از ظهر  توسط reza k
|